ترجمه "bimetallic" به فارسی
(در مورد مسکوکات) دارای سکه به دو فلز, دارای دو فلز, دارای دو فلز بهادار (مثل طلا و نقره) بهترین ترجمه های "bimetallic" به فارسی هستند.
bimetallic
adjective
noun
دستور زبان
Pertaining to the use of gold and silver to create legal currency [..]
-
(در مورد مسکوکات) دارای سکه به دو فلز
-
دارای دو فلز
-
دارای دو فلز بهادار (مثل طلا و نقره)
-
ترجمه های کمتر
- دارای واحد پولی مرکب از دو فلز (مثل طلا و نقره)
- دو فلزی
- وابسته به دو فلز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bimetallic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bimetallic" با ترجمه به فارسی
-
(اقتصاد) پشتوانه قراردادن دو فلز (معمولا طلا و نقره) · اقتصاد یا پول یا سیاست مبتنی بر دو فلز · زوج فلزی · معیار قرار دادن دو فلز (معمولا طلا و نقره) و تثبیت قیمت آنها نسبت به یکدیگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن