ترجمه "bimonthly" به فارسی
(نادر) ماهی دو بار (بیشتر semimonthly می گویند), دو ماهه, ماهی دوبار بهترین ترجمه های "bimonthly" به فارسی هستند.
bimonthly
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Occurring once every two months; bimestrial [..]
-
(نادر) ماهی دو بار (بیشتر semimonthly می گویند)
-
دو ماهه
-
ماهی دوبار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مجله ای که دو ماه یک بار چاپ می شود
- نشریه ی دو ماهه
- هر دو ماه یک بار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bimonthly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن