ترجمه "binomial" به فارسی

دوجملهای, دونامی, دونام بهترین ترجمه های "binomial" به فارسی هستند.

binomial noun adjective دستور زبان

Consisting of two terms, or parts. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوجملهای

    polynomial with two terms; polynomial that is the sum of two terms, each of which is a monomial. It is the simplest kind of polynomial after the monomials

  • دونامی

  • دونام

  • ترجمه های کمتر

    • (جانورشناسی و گیاه شناسی) نام علمی گیاه یا حیوان (شامل نام جنس و نام گونه)
    • (جمله ی ریاضی شامل دو ردیف عدد که با نشان + یا - به هم وصل شده باشند) دوبندی
    • دارای دو نام
    • دو اسمی
    • دو بخشی
    • دو جمله ای
    • وابسته به دونامی ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " binomial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "binomial" با ترجمه به فارسی

  • (ریاضی - این اصل توسط عمر خیام کشف شد و توسط آیزاک نیوتن عمومیت یافت) قضیه ی دوجمله ای نیوتن · بسط دوجملهای · دستور دوبندی
  • توزیع دوجملهای منفی
  • (ریاضی) ضریب دو جمله ای · ضریب دوبندی
  • پشتههای دوجملهای
  • (آمار) توزیع دو جمله ای · توزیع دو جمله ای · توزیع دوبندی · توزیع دوجملهای
  • نام علمی · نام گذاری دوبخشی · نامگذاری دونامی
  • توزیع بتا-دوجملهای
اضافه کردن

ترجمه های "binomial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه