ترجمه "binocular" به فارسی
بزرگنما, (معمولا در جمع) دوربین صحرایی (field glasses), ابزار برای هردو چشم بهترین ترجمه های "binocular" به فارسی هستند.
binocular
adjective
noun
دستور زبان
Using two eyes or viewpoints; especially, using two eyes or viewpoints to ascertain distance. [..]
-
بزرگنما
-
(معمولا در جمع) دوربین صحرایی (field glasses)
-
ابزار برای هردو چشم
-
ترجمه های کمتر
- برای هر دو چشم در آن واحد
- دو چشمی
- دوربین اپرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binocular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "binocular" با ترجمه به فارسی
-
تلسکوپ البیتی
-
دید دوچشمی
-
دوربین · دوربین دوچشمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن