ترجمه "bitches" به فارسی

ماچهها ترجمه "bitches" به فارسی است.

bitches verb noun

Plural form of bitch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماچهها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bitches " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bitches" با ترجمه به فارسی

  • (به شخص یا چیز مورد خشم) پدرسگ ! · (خودمانی - ناخوشایند) · (ندا حاکی از شگفتی یا آزردگی) اه ! · تخم سگ ! · تخم سگ، توله سگ · خاک بر سرم ! · مادر جنده · مادرسگ ! · وای ! (sonofabitch هم می نویسند)
  • (خودمانی - با up) سنبل کردن · (خودمانی) با خشم یا انتقامجویی عمل کردن · (خودمانی) شکایت کردن · (در سگ و گربه و روباه وغیره) ماده · (زننده) زن · (قدیمی) جنده · به هم زدن · جنده · خراب کردن (کار) · دریده · دشوار · زن سلیطه · زن هرزه · زن پر مدعا · سلیطه · شکوه · عرقه · غر زدن · فاحشه · لاج · لاس · لجاره · ماده سگ · مادهسگ · ماچه · ماچه سگ · ناخوشایند · نق زدن · پتیاره · کس · گله
  • کس
  • (خودمانی - با up) سنبل کردن · (خودمانی) با خشم یا انتقامجویی عمل کردن · (خودمانی) شکایت کردن · (در سگ و گربه و روباه وغیره) ماده · (زننده) زن · (قدیمی) جنده · به هم زدن · جنده · خراب کردن (کار) · دریده · دشوار · زن سلیطه · زن هرزه · زن پر مدعا · سلیطه · شکوه · عرقه · غر زدن · فاحشه · لاج · لاس · لجاره · ماده سگ · مادهسگ · ماچه · ماچه سگ · ناخوشایند · نق زدن · پتیاره · کس · گله
  • (خودمانی - با up) سنبل کردن · (خودمانی) با خشم یا انتقامجویی عمل کردن · (خودمانی) شکایت کردن · (در سگ و گربه و روباه وغیره) ماده · (زننده) زن · (قدیمی) جنده · به هم زدن · جنده · خراب کردن (کار) · دریده · دشوار · زن سلیطه · زن هرزه · زن پر مدعا · سلیطه · شکوه · عرقه · غر زدن · فاحشه · لاج · لاس · لجاره · ماده سگ · مادهسگ · ماچه · ماچه سگ · ناخوشایند · نق زدن · پتیاره · کس · گله
  • (خودمانی - با up) سنبل کردن · (خودمانی) با خشم یا انتقامجویی عمل کردن · (خودمانی) شکایت کردن · (در سگ و گربه و روباه وغیره) ماده · (زننده) زن · (قدیمی) جنده · به هم زدن · جنده · خراب کردن (کار) · دریده · دشوار · زن سلیطه · زن هرزه · زن پر مدعا · سلیطه · شکوه · عرقه · غر زدن · فاحشه · لاج · لاس · لجاره · ماده سگ · مادهسگ · ماچه · ماچه سگ · ناخوشایند · نق زدن · پتیاره · کس · گله
  • (خودمانی - با up) سنبل کردن · (خودمانی) با خشم یا انتقامجویی عمل کردن · (خودمانی) شکایت کردن · (در سگ و گربه و روباه وغیره) ماده · (زننده) زن · (قدیمی) جنده · به هم زدن · جنده · خراب کردن (کار) · دریده · دشوار · زن سلیطه · زن هرزه · زن پر مدعا · سلیطه · شکوه · عرقه · غر زدن · فاحشه · لاج · لاس · لجاره · ماده سگ · مادهسگ · ماچه · ماچه سگ · ناخوشایند · نق زدن · پتیاره · کس · گله
  • (خودمانی - با up) سنبل کردن · (خودمانی) با خشم یا انتقامجویی عمل کردن · (خودمانی) شکایت کردن · (در سگ و گربه و روباه وغیره) ماده · (زننده) زن · (قدیمی) جنده · به هم زدن · جنده · خراب کردن (کار) · دریده · دشوار · زن سلیطه · زن هرزه · زن پر مدعا · سلیطه · شکوه · عرقه · غر زدن · فاحشه · لاج · لاس · لجاره · ماده سگ · مادهسگ · ماچه · ماچه سگ · ناخوشایند · نق زدن · پتیاره · کس · گله
اضافه کردن

ترجمه های "bitches" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه