ترجمه "bite" به فارسی
گزیدن, گاز گرفتن, نیش زدن بهترین ترجمه های "bite" به فارسی هستند.
bite
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To cut off a piece by clamping the teeth. [..]
-
گزیدن
verbto sting [..]
-
گاز گرفتن
verbto attack with the teeth [..]
Well, except for the biting, but I think she likes that.
بجز گاز گرفتن. ولي خواهرم از اين خوشش مياد.
-
نیش زدن
to sting
The cold air was beginning to bite and prickle on my cheeks
هوای سرد شروع به نیش زدن گونههایم کرده بود.
-
ترجمه های کمتر
- به دندان گرفتن
- گاز زدن
- لقمه
- گاز
- نیش
- تکه
- گیر
- گزش
- سوز
- زنه
- خایش
- سوزش
- تیزی
- خاییدن
- تندی
- نواله
- ژنه
- گزایی
- گزندگی
- تنقلات
- تطبیق
- مقابله
- مقایسه
- (در مورد ماهیگیری با قلاب) گاز زدن به طعمه ی سر قلاب
- (دندان سازی) طرز قرارگیری دندان ها بر روی هم 1
- حاضری 0
- خوراک سبک
- خوراک مختصر
- خوردن (فلزات)
- دندان گرفتن
- دچار کردن
- زنگ زدن
- لبه یا سطحی که محکم می گیرند
- مبلغ کسر شده
- محکم گرفتن
- کلاه گذاشتن
- گول خوردن
- گول زدن
- یک دهان پر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bite"
عباراتی شبیه به "bite" با ترجمه به فارسی
-
'گزنده، تند و تیز · برنده · تلخ زبان · تند و تیز · تیز · خاردار · دندان زن، گزنده،گازگیر · رنجش آور · زخم زبان دار · زننده · کاری · کنایه آمیز · گاز گرفتن · گزا
-
نیش عنکبوت
-
نيشزدگيهاي حشره · نیشزدگیها · گزيدگي توسط جانوران
-
با گاز گرفتن کندن
-
گزش و نیش حشرات
-
تريكودكتس · شپشهاي جونده · شپشهاي مكنده · شپشهاي گزنده · كوكلوتوگاستر · كولومبيكولا · ليپوروس · منوپن · پوستالهخواران · گونيودس
-
شعار تبلیغاتی
-
ناخن خوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن