ترجمه "biting" به فارسی
'گزنده، تند و تیز, برنده, تلخ زبان بهترین ترجمه های "biting" به فارسی هستند.
biting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of bite. [..]
-
'گزنده، تند و تیز
-
برنده
nounEvidently, someone oo wished to give Ogwarts two bites at ze apple! said Madame Maxime.
خآنم ماکسیم گفت: بله دی گه! آ رکی بوده میخواسته شآنس برنده شدن آگوارتز دو برابر به شه!
-
تلخ زبان
-
ترجمه های کمتر
- تند و تیز
- تیز
- خاردار
- دندان زن، گزنده،گازگیر
- رنجش آور
- زخم زبان دار
- زننده
- کاری
- کنایه آمیز
- گاز گرفتن
- گزا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biting" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد ماهیگیری با قلاب) گاز زدن به طعمه ی سر قلاب · (دندان سازی) طرز قرارگیری دندان ها بر روی هم 1 · به دندان گرفتن · تطبیق · تندی · تنقلات · تکه · تیزی · حاضری 0 · خایش · خاییدن · خوراک سبک · خوراک مختصر · خوردن (فلزات) · دندان گرفتن · دچار کردن · زنه · زنگ زدن · سوز · سوزش · لبه یا سطحی که محکم می گیرند · لقمه · مبلغ کسر شده · محکم گرفتن · مقابله · مقایسه · نواله · نیش · نیش زدن · ژنه · کلاه گذاشتن · گاز · گاز زدن · گاز گرفتن · گزایی · گزش · گزندگی · گزیدن · گول خوردن · گول زدن · گیر · یک دهان پر
-
نیش عنکبوت
-
نيشزدگيهاي حشره · نیشزدگیها · گزيدگي توسط جانوران
-
با گاز گرفتن کندن
-
گزش و نیش حشرات
-
تريكودكتس · شپشهاي جونده · شپشهاي مكنده · شپشهاي گزنده · كوكلوتوگاستر · كولومبيكولا · ليپوروس · منوپن · پوستالهخواران · گونيودس
-
شعار تبلیغاتی
-
ناخن خوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن