ترجمه "blacken" به فارسی

بدنام کردن, تیره و تار کردن, سیاه کردن بهترین ترجمه های "blacken" به فارسی هستند.

blacken verb دستور زبان

To make black. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدنام کردن

  • تیره و تار کردن

  • سیاه کردن

    To calm the storm that has blackened our skies, will require hard change.

    برای آرام کردن این طوفان که آسمان ما رو سیاه کرده تغییرات سختی نیازه

  • سیه نام کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blacken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blacken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه