ترجمه "blackguard" به فارسی

رذل, لات, ارقه بهترین ترجمه های "blackguard" به فارسی هستند.

blackguard verb noun دستور زبان

(dated) A scoundrel; an unprincipled contemptible person; an untrustworthy person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رذل

    Those who say, 'That blackguard of a Javert!

    و مردمی که بگویند: این ژاور رذل کام لا حق خواهند داشت.

  • لات

    adjective noun

    Mary,I am a good for nothing blackguard.

    مری من لات بی سرو پای بی مصرفی هستم.

  • ارقه

  • ترجمه های کمتر

    • بدذات
    • ناکس
    • (در اصل) دون ترین نوکران خانه که کارشان توجه از دیگ ها و ظروف سیاه بود
    • آدم بددهن
    • بددهانی کردن
    • برشته شدن
    • سگ شکاری
    • فحاشی کردن
    • فحاشی کردن به
    • فریاد زدن
    • مرز گذاشتن
    • هرزه گویی کردن
    • چنگ زدن
    • کباب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blackguard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blackguard" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "blackguard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه