ترجمه "blackhead" به فارسی
(دامپزشکی) بیماری سیاه تاج (بیماری مسری معده وکبد مرغ و بوقلمون و غیره که توسط تک یاخته ای به نام Histomona meleagridis ایجاد می شود), جوش سرسیاه (روی صورت و غیره), سیاه کاکل بهترین ترجمه های "blackhead" به فارسی هستند.
blackhead
noun
دستور زبان
(medicine) A comedo, a skin blemish, a type of acne vulgaris, where a pore becomes clogged with a dark, hard, cheesy keratin-filled substance forming a hard black "head" on the skin's surface. [..]
-
(دامپزشکی) بیماری سیاه تاج (بیماری مسری معده وکبد مرغ و بوقلمون و غیره که توسط تک یاخته ای به نام Histomona meleagridis ایجاد می شود)
-
جوش سرسیاه (روی صورت و غیره)
-
سیاه کاکل
-
ترجمه های کمتر
- لارو انگلی نوعی صدف آب شیرین (تیره ی Unionidae)
- هر پرنده سر سیاه
- چربی دانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blackhead " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن