ترجمه "blacking" به فارسی

سیاه ساز, سیاهگر, ماده ی سیاه کننده (مثل واکس کفش) بهترین ترجمه های "blacking" به فارسی هستند.

blacking noun verb دستور زبان

Present participle of black. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاه ساز

  • سیاهگر

    From now on, Blacking represents me.

    . از حالا به بعد ، سیاهگر نماینده ی منه

  • ماده ی سیاه کننده (مثل واکس کفش)

  • واکس

    noun

    Aureliano, dressed in black, wearing the same patent leather boots with metal fasteners

    آئورلیانو هم لباس رسمی مشکی رنگی پوشیده و همان چکمههای چرمی واکس زده را به پا کرده بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blacking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blacking" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "blacking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه