ترجمه "blameless" به فارسی
بی تقصیر, بی گناه, نکوهش پذیر بهترین ترجمه های "blameless" به فارسی هستند.
blameless
adjective
دستور زبان
Free from blame; without fault; innocent; guiltless. [..]
-
بی تقصیر
'For I hold you blameless in this matter, as in all else;
چه، من تو را در این امر، چنان که در همهی امور دیگر بی تقصیر میدانم؛
-
بی گناه
still he was not willing to hold her entirely blameless by any means.
باز هم نمیتوانست خواهرش را در میان به کلی بی گناه بداند.
-
نکوهش پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blameless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blameless" با ترجمه به فارسی
-
بی تقصیری · بیگناهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن