ترجمه "blazed" به فارسی

تیز شده ترجمه "blazed" به فارسی است.

blazed adjective verb دستور زبان

(slang) Under the influence of marijuana, usually at a relatively high dose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیز شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blazed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blazed" با ترجمه به فارسی

  • اشکار · انگشت نما · خیره کننده · درخشان · درخشنده · دریده · سوزان · شعله ور · مشتعل
  • (با دنگ و فنگ) اعلام کردن · (به سرعت) سوختن · (جمع) جهنم · (خبر یا شایعه را) پراکندن · (روی درخت) نشان گذاری کردن · (نادر) آتش زدن · آتش · اخگر · برآشفتن · به جهنم ! !go to blazes) · تابش · تشعشع · جار زدن · جلوه · جلوه گری · درخشندگی زیاد · درخشیدن · دوزخ (به ویژه در عبارت : گمشو! · رویداد پر سر و صدا و چشمگیر · زبانه کشیدن (با نور و حرارت زیاد) · زبانه ی آتش · شعله · شعله زدن · شعله ی پرنور · علامت یا خراشیدگی بر پوست درخت (مثلا برای مشخص کردن مسیر یا راهنمایی) · فروغ · نقطه یا لکه ی سفید کم رنگ بر پیشانی جانور · نور شدید (و معمولا گرم) · نورافشاندن · گر · گرزدن · گرگر سوختن
  • (گیاه شناسی) · اخگرافشان (انواع گل های وحشی امریکا از جنس Liatris و خانواده ی composite) · انواع گیاهان خانواده ی lily که دارای گل های خوشه ای هستند
  • (با دنگ و فنگ) اعلام کردن · (به سرعت) سوختن · (جمع) جهنم · (خبر یا شایعه را) پراکندن · (روی درخت) نشان گذاری کردن · (نادر) آتش زدن · آتش · اخگر · برآشفتن · به جهنم ! !go to blazes) · تابش · تشعشع · جار زدن · جلوه · جلوه گری · درخشندگی زیاد · درخشیدن · دوزخ (به ویژه در عبارت : گمشو! · رویداد پر سر و صدا و چشمگیر · زبانه کشیدن (با نور و حرارت زیاد) · زبانه ی آتش · شعله · شعله زدن · شعله ی پرنور · علامت یا خراشیدگی بر پوست درخت (مثلا برای مشخص کردن مسیر یا راهنمایی) · فروغ · نقطه یا لکه ی سفید کم رنگ بر پیشانی جانور · نور شدید (و معمولا گرم) · نورافشاندن · گر · گرزدن · گرگر سوختن
  • (با دنگ و فنگ) اعلام کردن · (به سرعت) سوختن · (جمع) جهنم · (خبر یا شایعه را) پراکندن · (روی درخت) نشان گذاری کردن · (نادر) آتش زدن · آتش · اخگر · برآشفتن · به جهنم ! !go to blazes) · تابش · تشعشع · جار زدن · جلوه · جلوه گری · درخشندگی زیاد · درخشیدن · دوزخ (به ویژه در عبارت : گمشو! · رویداد پر سر و صدا و چشمگیر · زبانه کشیدن (با نور و حرارت زیاد) · زبانه ی آتش · شعله · شعله زدن · شعله ی پرنور · علامت یا خراشیدگی بر پوست درخت (مثلا برای مشخص کردن مسیر یا راهنمایی) · فروغ · نقطه یا لکه ی سفید کم رنگ بر پیشانی جانور · نور شدید (و معمولا گرم) · نورافشاندن · گر · گرزدن · گرگر سوختن
  • (با دنگ و فنگ) اعلام کردن · (به سرعت) سوختن · (جمع) جهنم · (خبر یا شایعه را) پراکندن · (روی درخت) نشان گذاری کردن · (نادر) آتش زدن · آتش · اخگر · برآشفتن · به جهنم ! !go to blazes) · تابش · تشعشع · جار زدن · جلوه · جلوه گری · درخشندگی زیاد · درخشیدن · دوزخ (به ویژه در عبارت : گمشو! · رویداد پر سر و صدا و چشمگیر · زبانه کشیدن (با نور و حرارت زیاد) · زبانه ی آتش · شعله · شعله زدن · شعله ی پرنور · علامت یا خراشیدگی بر پوست درخت (مثلا برای مشخص کردن مسیر یا راهنمایی) · فروغ · نقطه یا لکه ی سفید کم رنگ بر پیشانی جانور · نور شدید (و معمولا گرم) · نورافشاندن · گر · گرزدن · گرگر سوختن
اضافه کردن

ترجمه های "blazed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه