ترجمه "blazon" به فارسی

آراستن, نویسار, کوکبه بهترین ترجمه های "blazon" به فارسی هستند.

blazon verb noun دستور زبان

(heraldry) A verbal or written description of a coat of arms. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آراستن

    verb
  • نویسار

    description of heraldic arms in technical terms

  • کوکبه

  • ترجمه های کمتر

    • دبدبه
    • (در نشان های اشرافی) سپر یا پرچم خانوادگی
    • (معمولا با forth یا out یا abroad) اعلام کردن
    • اعلام کردن
    • برملا کردن
    • به الوان مختلف آراستن
    • به رنگ های گوناگون تصویر یا ترسیم کردن
    • جار زدن
    • جلال و جبروت
    • جلوه دادن
    • جلوه گری
    • جلوه گری کردن
    • شرح دقیق جزئیات نشان خانوادگی
    • نشان خانوادگی
    • نمایش پر زرق و برق و پرتظاهر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blazon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blazon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه