ترجمه "bleaching" به فارسی
رنگبری ترجمه "bleaching" به فارسی است.
bleaching
noun
verb
دستور زبان
the process of removing stains or of whitening fabrics, especially by the use of chemical agents [..]
-
رنگبری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bleaching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bleaching" با ترجمه به فارسی
-
سفیدکردن دندانها
-
رنگ زدا · ماده ی رنگبر · کلرید آهک · گرد سفیدگر (برای سفید کردن پارچه ی بی رنگ هنگام شستن)
-
رقیق
-
(با نور آفتاب یا مواد شیمیایی) رنگ چیزی را بردن · (موی سر) کم رنگ ساز · آب ژاول · بی رنگ کردن یا شدن · بی رنگی · رنگ رفته کردن · رنگ رفتگی · رنگ زدایی · رنگ مو را کم رنگ کردن · رنگ پریده شدن یا کردن · رنگ پریدگی · رنگ چیزی را پراندن · رنگبر · رنگبری · سفید سازی · سفید کردن · ماده ی رنگ زدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن