ترجمه "blear" به فارسی

نامشخص, مبهم, (در اثر اشک ریزی یا ریم) تار کردن بهترین ترجمه های "blear" به فارسی هستند.

blear adjective verb دستور زبان

Of eyes or vision: dim, unclear from water or rheum. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامشخص

  • مبهم

    adjective
  • (در اثر اشک ریزی یا ریم) تار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (در مورد چشم) تار (در اثر اشک یا قی گرفتگی و غیره)
    • مبهم و نامشخص شدن
    • مه گرفتن
    • مه گرفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blear " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blear" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه