ترجمه "bleak" به فارسی
ماهي مرواريد, دلگیر, ویران بهترین ترجمه های "bleak" به فارسی هستند.
bleak
adjective
noun
دستور زبان
Without color; pale; pallid. [..]
-
ماهي مرواريد
-
دلگیر
adjectivea bleak moorland house, once the farm of some grazier in the old prosperous days
خانهای دلگیر بود در میان خلنگزار که در ایام پر رونق گذشته در مزرعة یک دامدار قرار داشت
-
ویران
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مرواریدماهی
- حزین
- جانفرسا
- (جانورشناسی) کپور سفید (جنس Alburnus - بومی اروپا - فلس های نقره فام آن در ساختن مروارید مصنوعی کاربرد دارد)
- (مهجور) رنگ پریده
- بی حفاظ
- بی درخت
- بی نوید
- در معرض باد و سرما
- سرد و سوزآور
- شدید و ناخوشایند
- كولي ايراني
- مرواريد ماهي
- نحیف و زرد چهره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bleak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bleak"
عباراتی شبیه به "bleak" با ترجمه به فارسی
-
مرواریدماهی
-
باز بودن · بی پناهی · خرابی · سردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن