ترجمه "blonde" به فارسی

بور, بلوند, (امریکا) زن یا دختر موطلایی (به مرد موطلایی می گویند blond) بهترین ترجمه های "blonde" به فارسی هستند.

blonde adjective noun feminine دستور زبان

A person (usually a woman) of fair skin and fair hair. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بور

    noun

    a light yellowish color [..]

    She has short blonde hair, blue eyes and very bad skin.

    موهایش بور و کوتاه است چشمهای آبی و پوست خیلی بدی دارد.

  • بلوند

    hair color

    A blonde is speaking to her psychiatrist.

    یک زن بلوند با روانپزشکش صحبت میکند.

  • (امریکا) زن یا دختر موطلایی (به مرد موطلایی می گویند blond)

  • ترجمه های کمتر

    • (انگلیس) مرد یا زن بلوند (موطلایی)
    • نوار توری نقش دار (که در اصل رنگ آن زرد کم رنگ بود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blonde " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "blonde"

عباراتی شبیه به "blonde" با ترجمه به فارسی

  • دارای موی طلایی متمایل به قرمز
  • (چوب و میز و صندلی) کم رنگ · بلوند · بور · دارای رنگ روشن · دارای موی زرد و چشم آبی و پوست سفید · دارای موی کم رنگ · زرد کم رنگ · زرین موی · موطلایی · کاکل زری · کرن · کرنگ
  • جوک برای بلوندها
  • (رنگ) زرد نقره فام · خاکستری طلایی · دارای موی خاکستری طلایی
  • (زن یا دختر که گیسوی او به رنگ پلاتین است) مو نقره ای
  • (چوب و میز و صندلی) کم رنگ · بلوند · بور · دارای رنگ روشن · دارای موی زرد و چشم آبی و پوست سفید · دارای موی کم رنگ · زرد کم رنگ · زرین موی · موطلایی · کاکل زری · کرن · کرنگ
اضافه کردن

ترجمه های "blonde" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه