ترجمه "bloodred" به فارسی
خونین, برنگ خون بهترین ترجمه های "bloodred" به فارسی هستند.
bloodred
noun
دستور زبان
Alternative form of blood-red. [..]
-
خونین
adjectiveThe child opened his bright, bloodred eyes.
کودک چشمهای روشن و خونین رنگش را باز کرد.
-
برنگ خون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bloodred " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن