ترجمه "bloodshot" به فارسی

قرمزی, (در مورد چشم) خون گرفته, قرمز (در اثر کم خوابی یا بیماری و غیره) بهترین ترجمه های "bloodshot" به فارسی هستند.

bloodshot adjective دستور زبان

(of the eyes) reddened and inflamed because of congested blood vessels [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرمزی

    adjective

    reddened and inflamed [..]

  • (در مورد چشم) خون گرفته

  • قرمز (در اثر کم خوابی یا بیماری و غیره)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bloodshot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bloodshot
+ اضافه کردن

"Bloodshot" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bloodshot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "bloodshot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه