ترجمه "bloom" به فارسی
شکوفه, گل, گل دادن بهترین ترجمه های "bloom" به فارسی هستند.
A blossom; the flower of a plant; an expanded bud. [..]
-
شکوفه
nounWhen the Everblossom blooms, we'll be ready to bring spring to the mainland!
شکوفه هاي هميشه بهار آمادند که بهار رو به سرزمين اصلي ببرند.
-
گل
nounBoundaries blur as tapioca fences take root and bloom.
سرحدهای زمینها با ریشه کردن و گل دادن پرچینهای مانیوک، تیره و درهم به نظر میرسند.
-
گل دادن
verbBoundaries blur as tapioca fences take root and bloom.
سرحدهای زمینها با ریشه کردن و گل دادن پرچینهای مانیوک، تیره و درهم به نظر میرسند.
-
ترجمه های کمتر
- بلوم
- شکوفایی
- غنچه
- شکفتن
- عنفوان
- سر
- گرده
- شکوفیدن
- لاشه
- میوه
- عجب
- (فلزکاری) شمش آهن آماده ی چکش خوری
- (قدیمی) شکوفا کردن
- از سلامتی و رنگ و آب برخوردار بودن
- باز شدن
- به اوج رسیدن
- به به
- توده ای از جلبلک ها و خزه ها (بر سطح دریا و دریاچه و تالاب)
- شکوفا شدن
- شکوفه دادن
- شکوفه کردن
- غنچه کردن
- لخته آهن
- مجموع گل های یک گیاه
- میله ی کلفت آهن یا پولاد (که از نورد کردن یا چکش کاری شمشه به دست می آید)
- هنگام شکفتن
- گرد خاکستر فامی که روی برخی میوه ها (مثل آلو و انگور) وبرگ ها دیده می شود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bloom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname. [..]
"Bloom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bloom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bloom"
عباراتی شبیه به "bloom" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
شکوفایی جلبکی
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
-
(فلز کاری) دستگاه نورد که شمشه را تبدیل به لخته آهن می کند · نورد ستبرا شکن
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب