ترجمه "blooming" به فارسی
سبز, شكوفهدهي, (عامیانه) تمام و کمال بهترین ترجمه های "blooming" به فارسی هستند.
blooming
adjective
noun
verb
adverb
دستور زبان
Present participle of bloom. [..]
-
سبز
adjective noun -
شكوفهدهي
-
(عامیانه) تمام و کمال
-
ترجمه های کمتر
- شکوفا
- پرشکوفه
- پرگل
- کامل
- گل آور
- گلآغازي
- گلدهی
- گلشکفتگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blooming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blooming" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
شکوفایی جلبکی
-
(فلزکاری) شمش آهن آماده ی چکش خوری · (قدیمی) شکوفا کردن · از سلامتی و رنگ و آب برخوردار بودن · باز شدن · بلوم · به اوج رسیدن · به به · توده ای از جلبلک ها و خزه ها (بر سطح دریا و دریاچه و تالاب) · سر · شکفتن · شکوفا شدن · شکوفایی · شکوفه · شکوفه دادن · شکوفه کردن · شکوفیدن · عجب · عنفوان · غنچه · غنچه کردن · لاشه · لخته آهن · مجموع گل های یک گیاه · میله ی کلفت آهن یا پولاد (که از نورد کردن یا چکش کاری شمشه به دست می آید) · میوه · هنگام شکفتن · گرد خاکستر فامی که روی برخی میوه ها (مثل آلو و انگور) وبرگ ها دیده می شود · گرده · گل · گل دادن
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
-
(فلز کاری) دستگاه نورد که شمشه را تبدیل به لخته آهن می کند · نورد ستبرا شکن
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن