ترجمه "blot" به فارسی

عیب, لک, زدودن بهترین ترجمه های "blot" به فارسی هستند.

blot verb noun دستور زبان

(transitive) to cause a blot (on something) by spilling a coloured substance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عیب

    noun

    With the exception of this little blot

    از این عیب و ایراد جزئی که بگذریم،

  • لک

    noun
  • زدودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • درآشامیدن
    • درمکیدن
    • کلف
    • آلایش
    • مالیدن
    • نقص
    • (در تخته نرد) مهره ی تک (که می توان آن را زد)
    • (قدیمی) نقطه ی ضعف
    • بدنام کردن
    • بی آبرو کردن
    • بی آبرویی
    • جذب کردن
    • خشک کردن (با کاغذ خشک کن یا دستمال کاغذی و غیره)
    • خط اتحاد
    • رسوا کردن
    • لک شدن یا کردن
    • لکه (به ویژه لکه ی جوهر و رنگ)
    • لکه دار کردن یا شدن
    • لکه ی بدنامی
    • پاک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "blot"

عباراتی شبیه به "blot" با ترجمه به فارسی

  • ایمونوبلوتینک · تجزيه و تحلیل لكه وسترن · تجزيه وتحليل لكه ايمني · لكهبرداري وسترن
  • جوهر خشک کن · کاغذ خشک کن · کاغذ نرم و ضخیم و پنبه سان (برای خشک کردن دست نوشته ی جوهری)
  • پرده زدن · پنهان کردن
  • ایمونوبلوتینک · تجزيه و تحلیل لكه وسترن · تجزيه وتحليل لكه ايمني · لكهبرداري وسترن
  • خشک کرد · لکه دار کرد · لکه شد · محو کرد
اضافه کردن

ترجمه های "blot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه