ترجمه "blotter" به فارسی
جوهر خشک کن, دفتر ثبت معاملات، دفتر باطله، دفتر روزنامه, دفتر روزانه بهترین ترجمه های "blotter" به فارسی هستند.
blotter
noun
دستور زبان
a piece of blotting paper in a pad as a piece of desk furniture [..]
-
جوهر خشک کن
noun -
دفتر ثبت معاملات، دفتر باطله، دفتر روزنامه
-
دفتر روزانه
-
ترجمه های کمتر
- دفترچه ی وقایع روزانه
- کاغذ خشک کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blotter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن