ترجمه "blowsy" به فارسی

زمخت, خشن, زن چاق بهترین ترجمه های "blowsy" به فارسی هستند.

blowsy adjective دستور زبان

Having a reddish, coarse complexion, especially with a pudgy face. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمخت

    adjective

    The woman was a blowsy creature of middle age, who had had a long succession of still born children.

    زنی سرخروی و زمخت و میانسال که یک سپاه کودکان مرده به دنیا آورده بود در آنجا بود.

  • خشن

    adjective
  • زن چاق

  • ترجمه های کمتر

    • سرخ روی
    • سرخ گونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blowsy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blowsy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه