ترجمه "blowout" به فارسی

فوران, ترکیدن, پکیدن بهترین ترجمه های "blowout" به فارسی هستند.

blowout noun دستور زبان

a sudden puncturing of a pneumatic tyre / tire [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فوران

  • ترکیدن

    verb
  • پکیدن

  • ترجمه های کمتر

    • فراری
    • (خودمانی) مهمانی
    • جشن بزرگ
    • سوختن فیوز برق
    • فوران چاه نفت
    • پنچری (تایر و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blowout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "blowout"

عباراتی شبیه به "blowout" با ترجمه به فارسی

  • شیر جلوگیری از فوران چاه نفت · شیر فوران گیر · فوران گیر · فوران گیر چاه نفت
اضافه کردن

ترجمه های "blowout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه