ترجمه "blown" به فارسی
(full-blown هم می گویند), آماسیده, اسم مفعول : blow بهترین ترجمه های "blown" به فارسی هستند.
blown
adjective
verb
دستور زبان
(glass) formed by blowing [..]
-
(full-blown هم می گویند)
-
آماسیده
-
اسم مفعول : blow
-
ترجمه های کمتر
- باد کرده
- به نفس نفس افتاده
- ثمین
- درست شده از طریق به کار بردن دم لوله (blowgun)
- دمیده شده
- شکفته
- شکوفا
- مگس زده
- نفخ کرده
- وامانده
- ورم کرده
- پر از مگس
- پرغنچه
- پرگل
- پف کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blown" با ترجمه به فارسی
-
(گل) شکفته · باز شده · بالغ · در بالاترین درجه ی خود · در حداکثر · رسیده · کامل
-
(گل) شکفته · باز شده · بالغ · در بالاترین درجه ی خود · در حداکثر · رسیده · کامل
-
(گل) شکفته · باز شده · بالغ · در بالاترین درجه ی خود · در حداکثر · رسیده · کامل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن