ترجمه "full-blown" به فارسی

(گل) شکفته, باز شده, بالغ بهترین ترجمه های "full-blown" به فارسی هستند.

full-blown adjective دستور زبان

Completely developed or formed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (گل) شکفته

  • باز شده

    _She_ found it hot enough; but they were so full blown that one could not wait.

    فانی گرمش بود، اما گلها آن قدر باز شده بودند که نمیشد صبر کرد.

  • بالغ

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • در بالاترین درجه ی خود
    • در حداکثر
    • رسیده
    • کامل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " full-blown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "full-blown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه