ترجمه "full-bodied" به فارسی
تنومند, (از نظر اندازه و پهنا یا جنس و نوع) درشت, (شراب یا خوراک و غیره) قوی و خوشمزه بهترین ترجمه های "full-bodied" به فارسی هستند.
full-bodied
adjective
دستور زبان
Category:Wine Of wine: having a full body. [..]
-
تنومند
-
(از نظر اندازه و پهنا یا جنس و نوع) درشت
-
(شراب یا خوراک و غیره) قوی و خوشمزه
-
ترجمه های کمتر
- پر طعم و بو
- پر مایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " full-bodied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن