ترجمه "blue" به فارسی

آبی, افسرده, نیلی بهترین ترجمه های "blue" به فارسی هستند.

blue adjective verb noun دستور زبان

Having a bluish colour shade. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبی

    adjective noun feminine

    colour [..]

    He had very blue eyes that kind of twinkled at you from behind his spectacles.

    او چشمهایی کاملاً آبی داشت که از پشت عینک میدرخشید.

  • افسرده

    adjective

    depressed

    Does your money cheer you up when you're feeling blue?

    وقتي افسرده و بي حالي ، پولت به دادت ميرسه ؟

  • نیلی

    adjective proper

    He brought with him a piece of blue sugar bag paper

    تکه کاغذ نیلی رنگی که زمانی لفاف کلهقند بود.

  • ترجمه های کمتر

    • غم افزا
    • نیلگون
    • لاجوردی
    • غم
    • تیره
    • نیل
    • دلگیر
    • aba
    • کبود
    • تاریک
    • ābi
    • دژم
    • محزون
    • حزن
    • دلسرد
    • آنی
    • (از نظر مذهبی و اخلاقی) سخت گیر
    • (اغلب با B بزرگ) سرباز شمالی (در جنگ های داخلی امریکا اونیفورم آبی می پوشیدند)
    • (اغلب با B بزرگ)شخص یا گروه آبی پوش
    • (امریکا - نوعی موسیقی جاز که آهسته و حزن انگیز است) بلوز
    • (انگلیس - عامیانه) ولخرجی کردن
    • (جمع) لباس آبی سیر ملوان 3
    • (در مورد پوست بدن) کبود
    • آبی رنگ
    • آبی رنگ کردن یا شدن
    • بی نشاط
    • تسلی ناپذیر
    • دل افسرده
    • دل افسردگی
    • دل شکسته
    • دلتنگ کننده
    • رجوع شود به bluefish 5
    • رجوع شود به bluestocking 4
    • رنگدانه ی آبی 1
    • رنگیزه ی آبی
    • غم انگیز
    • لاجورد (یا نیل) زدن به
    • لاجورد 2
    • محزون کننده (معمولا با the و جمع)
    • ملالت انگیز
    • ملبس به لباس یا کسوت آبی 0
    • هر چیز آبی رنگ مثل : جامه ی آبی
    • پریشان کننده
    • پودر آبی رختشویی
    • پول حرام کردن
    • گرفته و تهدیدآمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blue noun proper دستور زبان

A surname. An anglicization of German Blau. [..]

+ اضافه کردن

"Blue" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blue در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "blue"

عباراتی شبیه به "blue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "blue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه