ترجمه "bludgeon" به فارسی
چماق, عصا, کدنگ بهترین ترجمه های "bludgeon" به فارسی هستند.
bludgeon
verb
noun
دستور زبان
A short, heavy club, often of wood, which is thicker or loaded at one end. [..]
-
چماق
nounThe agents of police were armed with carabines, with bludgeons, swords and poignards.
پاسبانها با قرا بینه، با چماق، با شمشیر یا خنجر مسلح شده بودند.
-
عصا
-
کدنگ
-
ترجمه های کمتر
- مجبورکردن
- گرز
- با چماق یا چوبدستی زدن
- با گردن کلفتی مجبور کردن
- زور گویی کردن
- چوبدستی سر کلفت
- کدنگ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bludgeon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bludgeon" با ترجمه به فارسی
-
ضربه چماق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن