ترجمه "blubbery" به فارسی
چاق, پرچربی, متورم (در اثر گریه و زاری) بهترین ترجمه های "blubbery" به فارسی هستند.
blubbery
adjective
دستور زبان
Having the characteristics of blubber. [..]
-
چاق
adjectiveHe stood there, sweaty and scared, old cobwebs clinging to his naked, blubbery shoulders
هارولد آنجا ایستاده بود. عرق کرده و وحشت زده، تارعنکبوتهای کهنه به شانههای چاق و لختش آویزان بود.
-
پرچربی
-
متورم (در اثر گریه و زاری)
-
پیه مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blubbery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن