ترجمه "blunder" به فارسی
خطا, اشتباه احمقانه, لغزش بهترین ترجمه های "blunder" به فارسی هستند.
blunder
verb
noun
دستور زبان
A clumsy or embarrassing mistake. [..]
-
خطا
He had committed his first blunder, by falling into the ambush of the bench by the Gladiator.
مرتکب یک نخستین خطا شده بود: افتادن در دام نیمکت گلادیاتور.
-
اشتباه احمقانه
noun -
لغزش
noun
-
ترجمه های کمتر
- ورم
- (اغلب با out) بی فکرانه گفتن
- (با بی فکری و بی دقتی) راه رفتن
- (باناشیگری) کاری را کردن
- (به خاطر بی فکری یا پخمگی) اشتباه کردن
- (به طور دست و پا چلفتی) انجام دادن
- (نابخردانه) بروز دادن (رجوع شود به blurt)
- اشتباه لپی
- بی محابا وارد شدن یا حرکت کردن
- تلوتلو خوران رفتن
- خبط (از روی بی فکری)
- سر به هوایی کردن
- سهو کردن
- شخص بالغ
- مرتکب خطا شدن
- معصیت کردن
- کورکورانه رفتن
- گاف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blunder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blunder" با ترجمه به فارسی
-
اشتباه کار · قصاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن