ترجمه "blunt" به فارسی
کند, رک, کودن بهترین ترجمه های "blunt" به فارسی هستند.
blunt
adjective
verb
noun
دستور زبان
Having a thick edge or point, as an instrument; not sharp. [..]
-
کند
adjectiveDull in understanding; slow of discernment [..]
The sharp edge of his apprehensions blunted by this sudden wealth of worldly possessions.
لبة تیز هوشیاریاش را شوق تصاحب ناگهانی آن همه ثروت کند کرده بود.
-
رک
adjectiveUnder that peculiar sort of dry, blunt manner, I know you have the warmest heart.
پشت این رفتار رک و راست شما، تا جایی که من میدانم قلب خیلی حساس و گرمی دارید.
-
کودن
adjectiveShe was a plain girl, with a square face and blunt features.
وی دختری ساده بود، که صورتی چهارگوش وقیافهیی کودن داشت.
-
ترجمه های کمتر
- kond
- دیرآموز
- ناپوشیده
- پرحرف
- سرراست
- پخمه
- نیرومند
- (اثر چیزی را) کم کردن
- (از شدت یا درد و غیره) کاستن
- (لبه ی چاقو و تیغ و غیره) کند (درمقابل تیز: sharp)
- بی شیله پیله
- بی محابا
- بی پرده
- رک و راست
- رک گو
- صاف وساده
- کم هوش
- کند ذهن
- کند کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blunt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blunt" با ترجمه به فارسی
-
ترومای غیرنافذ
-
بی ملاحظگی · بی پردگی · عدم رعایت نزاکت یاتعارف · کندی · کودنی
-
جیمز بلانت
-
بی ملاحظگی · بی پردگی · عدم رعایت نزاکت یاتعارف · کندی · کودنی
-
ترومای غیرنافذ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن