ترجمه "blurry" به فارسی
تار, مبهم, کدر بهترین ترجمه های "blurry" به فارسی هستند.
blurry
adjective
دستور زبان
Not clear, crisp, or focused; having fuzzy edges. [..]
-
تار
adjective -
مبهم
adjective -
کدر
adjective -
گرفته
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blurry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "blurry"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن