ترجمه "blush" به فارسی

سرخ شدن, سرخاب, روژ گونه بهترین ترجمه های "blush" به فارسی هستند.

blush verb noun دستور زبان

To redden in the face from shame, excitement or embarrassment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ شدن

    verb

    to redden in the face from shame, excitement or embarrassment

    She saw that he blushed, and she wanted to know why.

    متوجه سرخ شدن شوهرش شده بود و میخواست علت آن را بداند.

  • سرخاب

    makeup

  • روژ گونه

    makeup

  • ترجمه های کمتر

    • سرخ
    • قرمز
    • گلگون
    • گلی
    • (از شرم یا سردرگمی و غیره) سرخ شدن
    • (معمولا با: at یا for)
    • آب و رنگ
    • بور کردن یا شدن
    • شرم (همراه با سرخ رویی)
    • شرمنده شدن
    • قرمز کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blush " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "blush"

عباراتی شبیه به "blush" با ترجمه به فارسی

  • شراب سرخ · شرابی که مشابه شراب سفید و سک است ولی رنگش کمی به سرخی می زند و معمولا جلو اسم آن واژه ی ((سپید)) را ذکرمی کنند)
  • خجول
  • خجول
  • خجالت زده
  • خجالت زده شده
  • خجول
اضافه کردن

ترجمه های "blush" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه