ترجمه "blushing" به فارسی
خجول ترجمه "blushing" به فارسی است.
blushing
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of blush. [..]
-
خجول
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blushing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blushing" با ترجمه به فارسی
-
شراب سرخ · شرابی که مشابه شراب سفید و سک است ولی رنگش کمی به سرخی می زند و معمولا جلو اسم آن واژه ی ((سپید)) را ذکرمی کنند)
-
(از شرم یا سردرگمی و غیره) سرخ شدن · (معمولا با: at یا for) · آب و رنگ · بور کردن یا شدن · روژ گونه · سرخ · سرخ شدن · سرخاب · شرم (همراه با سرخ رویی) · شرمنده شدن · قرمز · قرمز کردن · گلگون · گلی
-
خجول
-
خجالت زده
-
خجالت زده شده
-
(از شرم یا سردرگمی و غیره) سرخ شدن · (معمولا با: at یا for) · آب و رنگ · بور کردن یا شدن · روژ گونه · سرخ · سرخ شدن · سرخاب · شرم (همراه با سرخ رویی) · شرمنده شدن · قرمز · قرمز کردن · گلگون · گلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن