ترجمه "blur" به فارسی

مات, محو, نامشخص بهترین ترجمه های "blur" به فارسی هستند.

blur adjective verb noun دستور زبان

To make indistinct or hazy, to obscure or dim. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مات

    adjective

    An effect applied to a graphical object that typically reduces the difference between the outline of the object and the graphical area next to it.

    Each studied the off white blur in silence and handed the glass to the next man.

    آنها هر کدام درخشندگی سفید و مات را مدتی نگریسته و دوربین را به نفر بعدی دادند.

  • محو

    The lines blurred and ran together and his head nodded.

    خطها محو میشدند و در هم میدویدند و سرش تل و تل و میخورد.

  • نامشخص

    There were blurred photographs of the Anzacs storming the pitiless cliffs at Gallipoli

    عکسهای نامشخص از نیروهای خودی دیده میشد که پرتگاههای سهمناک گالیپولی را در مینوردیدند،

  • ترجمه های کمتر

    • لکه
    • کدر
    • تیرگی
    • (با لکه دار کردن وغیره تصویر و غیره را) محو یا نامشخص کردن
    • (تقریبا ولی نه کاملا) محو کردن یا شدن
    • (در اثر تاریکی یا زدودن و غیره) نامشخص شدن
    • (قدیمی) نقص اخلاقی
    • ابری کردن
    • تخدیر شدن
    • سو سابقه
    • سیاه شدن
    • لکه یا آلوگی (به ویژه اگر چیزها را کدر یا نامشخص کند)
    • مات کردن یا شدن
    • هرچیزی که (به نظر یا به فکر) مبهم و کدر باشد
    • کدر کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blur
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلور

    noun

    بلور (موسیقی)

  • تیره شدن، نامشخص بودن

تصاویر با "blur"

عباراتی شبیه به "blur" با ترجمه به فارسی

  • كركی · لکه · گرفته
اضافه کردن

ترجمه های "blur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه