ترجمه "boasting" به فارسی

افتخار, فیس, لاف بهترین ترجمه های "boasting" به فارسی هستند.

boasting noun verb دستور زبان

Present participle of boast. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افتخار

    noun

    Of course it would hurt, but it was something to boast about afterwards.

    البته درد داشت، اما چیزی بودکه میشد بعد از آن به آن افتخار کرد و فخر فروخت.

  • فیس

    noun

    boasted himself an engaged man, which his father looked his most perfect approbation of

    با کلی فیس و افاده گفت که قبلاً وعده گرفته، و پدرش هم کاملاً موافقت نشان داد...

  • لاف

    noun

    But the world is not so easily denied by a young man's boasting.

    ولی دنیا به همین آسانی نمیگذارد که با یک لاف جوانی وجودش را منکر شوند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boasting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "boasting" با ترجمه به فارسی

  • غرور · فیس · لاف
  • (سنگ تراشی و تندیس گری) با اسکنه تراش اولیه را (قبل از صافکاری) دادن · (قدیمی) مغرور بودن · بالیدن · به رخ کشیدن · بوش · خودستایی · خودستایی کردن · رجز خواندن · سرافراز بودن · سربلند بودن به · سرگرم کردن · شکوهیدن · قمپز · قمپز دادن · لاف · لاف زدن · لافزنی · لافیدن · لاپ آمدن · مباهات · منم زدن · نازیدن · نمایان کردن · پز دادن · چاخان کردن · چسی آمدن · گردن فرازی
  • باد در سر · به خود بالنده · خودستا · لافزن · لافنده · پرمدعا · پزی · چاخان
  • (سنگ تراشی و تندیس گری) با اسکنه تراش اولیه را (قبل از صافکاری) دادن · (قدیمی) مغرور بودن · بالیدن · به رخ کشیدن · بوش · خودستایی · خودستایی کردن · رجز خواندن · سرافراز بودن · سربلند بودن به · سرگرم کردن · شکوهیدن · قمپز · قمپز دادن · لاف · لاف زدن · لافزنی · لافیدن · لاپ آمدن · مباهات · منم زدن · نازیدن · نمایان کردن · پز دادن · چاخان کردن · چسی آمدن · گردن فرازی
اضافه کردن

ترجمه های "boasting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه