ترجمه "boast" به فارسی
لاف زدن, لاف, خودستایی بهترین ترجمه های "boast" به فارسی هستند.
boast
verb
noun
دستور زبان
A brag, a loud appraisal of oneself [..]
-
لاف زدن
verbAnd it was not mere boastfulness that prompted the general's reminiscences
و این صرفا مباهات و لاف زدن نبود که ژنرال را به تعریف کردن خاطراتش ترغیب میکرد
-
لاف
nounbrag
But the world is not so easily denied by a young man's boasting.
ولی دنیا به همین آسانی نمیگذارد که با یک لاف جوانی وجودش را منکر شوند.
-
خودستایی
brag
In reality, we have nothing to boast about in ourselves.
در واقع ما هیچ دلیلی برای خودستایی و مباهات نداریم.
-
ترجمه های کمتر
- بالیدن
- رجز خواندن
- مباهات
- گردن فرازی
- قمپز
- لافزنی
- شکوهیدن
- لافیدن
- نازیدن
- بوش
- (سنگ تراشی و تندیس گری) با اسکنه تراش اولیه را (قبل از صافکاری) دادن
- (قدیمی) مغرور بودن
- به رخ کشیدن
- خودستایی کردن
- سرافراز بودن
- سربلند بودن به
- سرگرم کردن
- قمپز دادن
- لاپ آمدن
- منم زدن
- نمایان کردن
- پز دادن
- چاخان کردن
- چسی آمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boast" با ترجمه به فارسی
-
غرور · فیس · لاف
-
باد در سر · به خود بالنده · خودستا · لافزن · لافنده · پرمدعا · پزی · چاخان
-
افتخار · فیس · لاف
-
افتخار · فیس · لاف
-
افتخار · فیس · لاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن