ترجمه "boat" به فارسی
قایق, کشتی, لتکه بهترین ترجمه های "boat" به فارسی هستند.
boat
verb
noun
دستور زبان
(poker slang) A full house. [..]
-
قایق
nounwater craft [..]
That's definitely a boat.
آن قطعا یک قایق است.
-
کشتی
nounwater craft
I shall make the round of the boat.
من بروم یک ملاحظه از این کشتی بکنم.
-
لتکه
water craft
-
ترجمه های کمتر
- کرجی
- ناو
- سفینه
- زورق
- بلم
- لتکا
- (واژه ی عمومی برای انواع کشتی های کوچک) قایق
- به درون قایق بردن یا انداختن
- در قایق حمل کردن یا گذاشتن
- ظرف یا بشقاب قایق شکل
- قایق راندن
- قایق سواری کردن
- کشتی بزرگ رودخانه رو و دریارو (کاربرد غیرفنی)
- کشتی کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Boat
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Boat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Boat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "boat"
عباراتی شبیه به "boat" با ترجمه به فارسی
-
(سابقا - در دریاچه های پنجگانه ی امریکا) قایق ته پهن و نوک تیز
-
قایقهای ماهیگیری · کشتیهای ماهیگیری
-
هواپیمای آب نشین · هواگرد آبنشین
-
قايق بادبانی · قایق بادبانی · کشتی بادبانی · کشتی بادی
-
برنده
-
معبر · کشتی گذاره
-
قایق سواری · قایقرانی · پاروزنی
-
پناهندگانی که با قایق از کشور خود (به ویژه ویتنام) فرار کنند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن