ترجمه "boaster" به فارسی
بالنده, درز, قلم بهترین ترجمه های "boaster" به فارسی هستند.
boaster
noun
دستور زبان
One who boasts; a braggart/bragger. [..]
-
بالنده
-
درز
-
قلم
noun
-
ترجمه های کمتر
- لاف زدن
- وسیله ایی در سنگ تراشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boaster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن