ترجمه "bob" به فارسی
ورجه, ورجستن, کاکل بهترین ترجمه های "bob" به فارسی هستند.
(transitive) To cut (hair) into a bob haircut. [..]
-
ورجه
-
ورجستن
-
کاکل
noun
-
ترجمه های کمتر
- جهش
- (انگلیس - خودمانی) یک شیلینگ
- (انگلیس - محلی) خوشه ی آویزان
- (با سرعت) بالا و پایین رفتن
- (بالا و پایین) جهیدن
- (به عنوان ادای احترام)سرخم کردن 1
- (قدیمی) ترجیع بند کوتاه 4
- (قدیمی) ضربه ی تند و سبک (مثلا با سر انگشت)
- (کودکان و زنان) گیسوی کوتاه
- (گیسوی انسان یا دم حیوان) کوتاه کردن
- آهسته ضربه زدن
- با سر انگشت نواختن 3
- بااین نوع قلاب ماهیگیری کردن
- تعظیم تند و کوتاه
- تند و کوتاه تعظیم کردن
- حرکت تند و ناگهانی
- حلقه یا دسته ی موی کوتاه
- دم قیچی شده ی اسب
- دم چیده شده
- سورتمه ی کوچک (bobsled هم می گویند) 2
- طره ی گیسو
- موی چتری
- نوعی رقص تند اسکاتلندی 0
- هرچیز قلمبه که از ریسمان و غیره آویخته باشد
- ورجه وورجه کردن
- چتری کردن
- چرخی کردن
- چوب پنبه (یا چیز مشابه) که بر ریسمان قلاب ماهیگیری می زنند تا آن را شناور نگه دارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bob " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A diminutive of the male given name Robert. [..]
"Bob" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bob در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Back-of-the-book; denoting those stamps in a catalogue that are not used for the payment of regular postage fees, and are displayed separately in the catalogue after that listing; the division between these two groups varies with the publisher. [..]
"BOB" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BOB در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "bob" با ترجمه به فارسی
-
هلندی
-
کفش اسکی روی یخ (که زیر هر لنگه ی آن دو تیغه · یعنی جمعا چهار تیغه وجود دارد)
-
آهسته زدن · انداختن
-
شاقول
-
باب مارلی
-
باب آواکیان
-
انداختن
-
باب راس