ترجمه "bobbing" به فارسی

انداختن ترجمه "bobbing" به فارسی است.

bobbing noun verb دستور زبان

Present participle of bob. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انداختن

    Verb verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bobbing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bobbing" با ترجمه به فارسی

  • هلندی
  • کفش اسکی روی یخ (که زیر هر لنگه ی آن دو تیغه · یعنی جمعا چهار تیغه وجود دارد)
  • آهسته زدن · انداختن
  • شاقول
  • bob
    (انگلیس - خودمانی) یک شیلینگ · (انگلیس - محلی) خوشه ی آویزان · (با سرعت) بالا و پایین رفتن · (بالا و پایین) جهیدن · (به عنوان ادای احترام)سرخم کردن 1 · (قدیمی) ترجیع بند کوتاه 4 · (قدیمی) ضربه ی تند و سبک (مثلا با سر انگشت) · (کودکان و زنان) گیسوی کوتاه · (گیسوی انسان یا دم حیوان) کوتاه کردن · آهسته ضربه زدن · با سر انگشت نواختن 3 · بااین نوع قلاب ماهیگیری کردن · تعظیم تند و کوتاه · تند و کوتاه تعظیم کردن · جهش · حرکت تند و ناگهانی · حلقه یا دسته ی موی کوتاه · دم قیچی شده ی اسب · دم چیده شده · سورتمه ی کوچک (bobsled هم می گویند) 2 · طره ی گیسو · موی چتری · نوعی رقص تند اسکاتلندی 0 · هرچیز قلمبه که از ریسمان و غیره آویخته باشد · ورجستن · ورجه · ورجه وورجه کردن · چتری کردن · چرخی کردن · چوب پنبه (یا چیز مشابه) که بر ریسمان قلاب ماهیگیری می زنند تا آن را شناور نگه دارد · کاکل
  • باب مارلی
  • باب آواکیان
  • باب راس
اضافه کردن

ترجمه های "bobbing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه