ترجمه "bogy" به فارسی
لولو, مترسک, دیو بهترین ترجمه های "bogy" به فارسی هستند.
bogy
noun
دستور زبان
A specter; a hobgoblin; a bugbear. [..]
-
لولو
I'll never rest until I've learned that Curse of the Bogies Quirrell told us about, and used it on you.
قسم میخورم طلسم لولو خور خورهها رو که کویی رل میگفت یاد بگیرم و طلسمتون کنم.
-
مترسک
-
دیو
nounThere were thirty two bogies
آنها سی و دو دیو بودند
-
ترجمه های کمتر
- جن
- آدم خوره
- رجوع شود به bogie
- عفریت (bogey هم می نویسند)
- لولو خرخره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bogy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bogy" با ترجمه به فارسی
-
(در برخی تانک ها و زره پوش ها وخودروهای چند محوری) دستگاه استوار ساز (که چهار چرخ و دو محور دارد و عبور از موانع را میسر می کند) · (واگن راه آهن) بخش پیش آمده و کوتاه جلو و عقب هر واگن · جن · رجوع شود به bogey · رجوع شود به bogy · هزارچرخ · واگن تخت · چرخ جفتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن