ترجمه "boldly" به فارسی
جسورانه, گستاخانه, بی باکانه بهترین ترجمه های "boldly" به فارسی هستند.
boldly
adverb
دستور زبان
In a bold manner; with confidence. [..]
-
جسورانه
Then, boldly, come out and sit on the porch and get all nice andcool.
جسورانه گفت: پس بیا برویم تو بهار خواب بنشینیم و خوش و خنک بشویم.
-
گستاخانه
Natasha again cried boldly, with saucy gaiety, confident that her prank would be taken in good part.
ناتاشا که از پیش اطمینان داشت که مزاحش به خوبی استقبال خواهد شد گستاخانه و بوالوسانه فریاد کشید:
-
بی باکانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boldly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن