ترجمه "boldness" به فارسی
جسارت, بی باکی, گستاخی بهترین ترجمه های "boldness" به فارسی هستند.
boldness
noun
دستور زبان
The state of being bold; courage; presumptuousness. [..]
-
جسارت
nounClyde was getting very bold to even suggest anything like that.
حس میکرد که از این پیشنهاد کلاید بوی جسارت میآید.
-
بی باکی
nounmother has agreed to her because of her boldness
ملکه مادر بدلیل بی باکی اش با او موافقت کرد
-
گستاخی
He was beaten without a doubt; but he was bold enough not to seem crushed.
البته، او شکستخورده بود؛ ولی گستاخی آن داشت که نشان دهد به زانو درنیامده است.
-
ترجمه های کمتر
- تهور
- قدرت
- دلاوری
- پردلی
- جرات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boldness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boldness" با ترجمه به فارسی
-
(بیان) پرحرارت · (حروف چاپی و غیره) درشت و سیاه · (دستخط) درشت و خوانا · (رنگ و شکل) جلب توجه کننده · (مهجور) دارای اطمینان به خود · برجسته و پرشیب · بی باک · بی ملاحظه · بی پروا · تهورآمیز · جسور · دلاور · دلیر · سراشیب · سرزنده · قرص و مجاب کننده · متهور · نترس · نیو · پررنگ · پررو · گستاخ
-
جرأت صحبت به خود داد
-
جرات کردن
-
چه گستاخ هستم من؟
-
(بیان) پرحرارت · (حروف چاپی و غیره) درشت و سیاه · (دستخط) درشت و خوانا · (رنگ و شکل) جلب توجه کننده · (مهجور) دارای اطمینان به خود · برجسته و پرشیب · بی باک · بی ملاحظه · بی پروا · تهورآمیز · جسور · دلاور · دلیر · سراشیب · سرزنده · قرص و مجاب کننده · متهور · نترس · نیو · پررنگ · پررو · گستاخ
-
(بیان) پرحرارت · (حروف چاپی و غیره) درشت و سیاه · (دستخط) درشت و خوانا · (رنگ و شکل) جلب توجه کننده · (مهجور) دارای اطمینان به خود · برجسته و پرشیب · بی باک · بی ملاحظه · بی پروا · تهورآمیز · جسور · دلاور · دلیر · سراشیب · سرزنده · قرص و مجاب کننده · متهور · نترس · نیو · پررنگ · پررو · گستاخ
-
(بیان) پرحرارت · (حروف چاپی و غیره) درشت و سیاه · (دستخط) درشت و خوانا · (رنگ و شکل) جلب توجه کننده · (مهجور) دارای اطمینان به خود · برجسته و پرشیب · بی باک · بی ملاحظه · بی پروا · تهورآمیز · جسور · دلاور · دلیر · سراشیب · سرزنده · قرص و مجاب کننده · متهور · نترس · نیو · پررنگ · پررو · گستاخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن