ترجمه "bold" به فارسی
گستاخ, دلیر, جسور بهترین ترجمه های "bold" به فارسی هستند.
bold
verb
noun
adjective
دستور زبان
Courageous, daring. [..]
-
گستاخ
adjectiveAm bold to show myself a forward guest Within your house,
به خود جرئت دادم به عنوان مهمانی گستاخ در منزلتان حاضر شوم
-
دلیر
You were bold enough then.
در آن موقع چه دلیر بودید!
-
جسور
I was at last bold enough to walk the street in his company
سرانجام چندان جسور شدم که با او در کوچه راه میرفتم
-
ترجمه های کمتر
- پررنگ
- متهور
- دلاور
- تهورآمیز
- سرزنده
- نترس
- نیو
- سراشیب
- پررو
- (بیان) پرحرارت
- (حروف چاپی و غیره) درشت و سیاه
- (دستخط) درشت و خوانا
- (رنگ و شکل) جلب توجه کننده
- (مهجور) دارای اطمینان به خود
- برجسته و پرشیب
- بی باک
- بی ملاحظه
- بی پروا
- قرص و مجاب کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bold" با ترجمه به فارسی
-
جرأت صحبت به خود داد
-
جرات کردن
-
بی باکی · تهور · جرات · جسارت · دلاوری · قدرت · پردلی · گستاخی
-
چه گستاخ هستم من؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن