ترجمه "bolster" به فارسی
متکا, بالش, پشتی بهترین ترجمه های "bolster" به فارسی هستند.
bolster
verb
noun
دستور زبان
A large cushion or pillow. [..]
-
متکا
nounlong narrow pillow or cushion
-
بالش
nounHe discovered that Bell had dressed up the bolster in his evening clothes.
با خبر شد که بل لباس شبش را تن بالش کرده بود.
-
پشتی
noun
-
ترجمه های کمتر
- بالشتک
- لایه
- (معماری) شمع
- بالش (دراز و استوانه شکل)
- بالش دار کردن
- تحکیم کردن
- تخته ی بالای ستون یا پایه (که بخش محکم شده توسط ستون را گسترش می دهد)
- تقویت کردن
- هر چیز نرم و بالش مانند که بر بدن قرار دهند
- پشتی دار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bolster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bolster"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن