ترجمه "bolus" به فارسی
نواله, لقمه, (دامپزشکی) حب بزرگ بهترین ترجمه های "bolus" به فارسی هستند.
bolus
noun
دستور زبان
A round mass of something, especially of chewed food in the mouth or alimentary canal. [..]
-
نواله
-
لقمه
-
(دامپزشکی) حب بزرگ
-
ترجمه های کمتر
- (پزشکی) ماده ی حاجبی که برای سرخرگ نگاری وارد رگ می کنند
- توده ی گردی از هر چیز (مثلا غذای جویده شده)
- قرص درشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bolus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bolus" با ترجمه به فارسی
-
غفلتا · همه با هم · یکباره · یکپارچه
-
استان بولو
-
بولو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن